درباره من
روایت یک مسیر: از تولد تا امروز
تولد تا نوجوانی
در سال 1358 در تهران متولد شدم. از کودکی تا دیپلم را در محلههای جنوب شرق تهران گذراندم. مادر مهربانم خانهدار و پدر سختکوشم تکنسین فنی و سازنده تابلوهای برق صنعتی بود. از کودکی با ابزارهای صنعتی و فنی آشنا شدم اما علاقه ام، آرام آرام به سمت فعالیتهای فرهنگی و آموزشی متمایل شد.
پدرم نه تنها مانع نشد که حتی به یاد دارم وقتی در ۱۶ سالگی اولین یادداشتم در یک روزنامه سراسری منتشر شد، روزنامه را به همکاران و دوستانش با ذوق و شوق نشان می داد. دوره کودکی من سرشار از بازی و هیجان بود و دوره نوجوانی با فعالیت در انجمنهای فرهنگی مدرسه، مسجد جامع، فرهنگسرای خاوران، کتابخانه پارک شهر تهران و دورهمیهای کتابخوانی با جوانان محله و نویسندگی سپری شد. آقای دکتر محمود فتوحی معلم ادبیات فارسی و آقای دکتر قنبری معلم دینی دوره دبیرستان در کنار دیگر معلمان تاثیر فکری و شخصیتی ویژه ای روی من داشتند.
یادم هست در مسابقه مقالهنویسی و آیین سخنوری دانش آموزی در بین حدود هفتصد شرکت کننده تهران رتبه اول را کسب کردم. به دنبال همین ذوق درونی، از طریق آزمون سراسری وارد تربیت معلم و دنیای آموزش و تدریس شدم.

شور جوانی
از حدود هیجده سالگی رگههای عمیق وطنگرایی و عشق به ایران در من تقویت شد و همیشه از رتبه پایین ایران در شاخصهای توسعه در مقایسه با کشورهای منطقه و جهان ناراحت میشدم و شاید همین حس ملی بود که دریچه مطالعات توسعه را به روی من گشود و بخشی از مطالعات و نوشتههای من در این دو دهه به مسايل ایران و توسعه انسانی معطوف شد.
دانشجویی
مسیر یادگیری را در مقطع ارشد و مقطع دکتری تخصصی فلسفه آموزش و پرورش ادامه دادم. من هنوز با واژه فارغ التحصیلی کنار نیامدم و همچنان مشغول یادگیری هستم. چون معلم شده بودم به طور حرفهای روی آموزش و یاددهی و یادگیری متمرکز بودم، توسعه را هم با نگاه تربیتی دنبال میکردم و نتیجه این همگرایی بین آموزش و توسعه در قامت کتابهای من نشست.

همسفر من
در سن 22 سالگی ازدواج کردم.
پسر ما دانشجوی مهندسی صنایع و سیستم هاست.
همسفر من معلم و کارشناس کودکان عزیز با نیاز ویژه است.
از مدرسه تا وزارتخانه
چرخ روزگار برای چند سالی مسیرم را از کلاس مدرسه به صحنه مدیریت و فعالیت اجرایی تغییر داد. به مدت هفده سال از کارشناسی تا مدیرکلی و عضویت در شورای معاونان وزارت آموزش و پرورش را تجربه کردم.




یادگیری و برازندگی
در شش سال گذشته به طور حرفهای در زمینه مهارتهای نرم، مدیریت و رهبری، تربیت کارآفرینانه و یادگیری خردورزانه، مشغول مطالعه، یاددهی و یادگیری هستم.



کافه خرد
از سال ۹۳ ایده کانون خرد و توسعه ایران (کافه خرد) را به اتفاق دو دوست دانشگاهی (آقای هوشمند و خانم کارگری) راه اندازی کردیم. هدف اصلی کافه خرد ترویج گفتوگوهای ملی در حوزه آموزش است و تا کنون ۲۴ نشست با صاحب نظران علوم انسانی، اقتصاد و مدیریت برگزار کردیم. دکتر حسن عشایری، دکتر محسن رنانی، دکتر محمود سریعالقلم، دکتر خسرو باقری، دکتر مقصودفراستخواه و ده ها دانشجو، نویسنده و محقق و اندیشمند فعال اجتماعی و اقتصادی میهمان کافه خرد بودند. کافه خرد نه دانشگاه است نه کف خیابان، کافه خرد پل میان این دو است.



چیرگی
جریان آموزش در مدرسه و دانشگاه غالباً افراد را به چیرگی بر چالشها نمیرسونه و حتی اونا رو ضعیفتر میکنه. از سال ۱۴۰۰ اقدام به راهاندازی چیرگی کردم. این واژه قدرتمند فارسی تلاشی برای پاسخ به این مسئله هست که به طور مفصل در پیج و سایت اختصاصی چیرگی در Chiregi.ir توضیح دادم. حالا ۷۰۰۰ مدیر و دانشجوی جوان با نام و محتوای چیرگی آشنا هستند. تیم چیرگی روی آموزش مهارتهای نرم مدیریتی متمرکز هستیم.

